على محمدى
135
شرح اصول استنباط ( فارسى )
ازاله واجب مضيق و فورى است ولى امر به صلوة واجب موسع است آنگاه ازاله نجاست با بعضى از افراد طوليه نماز معارض و مزاحم است تا با اصل امر به طبيعت تا امر به صلوة را نابود كند و حيث اينكه در همان فرد از واجب موسع مبتلا به معارض ، ازاله مضيق است عقل انسان حاكم است به اينكه مضيق را بر موسع مقدم بدار تا جمع بين التكليفين شود چون موسع افراد ديگرى على البدل دارد و جاى او خالى نمىماند ولى مضيق اين گونه نيست آنگاه اگر مكلفى آمد و امر ازاله را معصيت كرد و مشغول نماز شد با حكم عقل و مقتضاى عقل خويش مخالفت نموده ولى نمازى كه انجام داده مأموربه است و امر فعلى دارد و ما هم كه قائل به اقتضا نشديم پس چرا عمل صحيح نباشد ؟ امر كه دارد مانعى هم كه ندارد پس حتما صحيح است « 1 » مصنف هم اين را تأييد كرده . قوله : و امّا الاشكال : مقدمه : لا ريب در اينكه با معصيت امر ازل النجاسة اين امر از دوش مكلف ساقط نمىشود و در آن ثانى و ثالث هم همچنان اين امر وى را دعوت به انجام عمل مىكند تا زمانيكه امتثال كند يا ديگرى اين عمل را انجام دهد با حفظ اين مقدمه مستشكل مىگويد : شما گفتيد : كسى كه ازاله را ترك كرده و مشغول نماز است اين نماز فعلا مأموربه است پس چرا فاسد باشد ؟ ما مىگوئيم : از طرفى امر به ازاله هم الان فعلى است آنگاه اگر امر صلوتى هم فعلى باشد يلزم اجتماع الامرين و يلزم طلب الضدين و هو محال من المولى چون اجتماع ضدين در اراده او پيدا مىشود و برفرض از مولى ممكن باشد مستحيل من العبد چون تكليف بما لا يطاق است . قوله : فلعله : مصنف مىفرمايد : ممكن است اين ايراد را از راه مسئله
--> ( 1 ) - تفصيل اين مطالب را همراه با مقدّماتى در شرح اصول فقه ج 2 ، صفحهء 239 به بعد آوردهام .